در مهر ماه امسال سرداراحمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی به مناسبت هفته نیروی انتظامی در برنامه صبح بخیر ایران دعوت شدند ودر آنجا به بیان فعالیتهای نیروی انتظامی در یک سال گذشته پرداختند,در میان سخنان ایشان به یک نکته جالب پی بردم، وآن این بود که ایشان گفتند در اواخر سال 1384 (ناگهان) ما تصمیم به تاسیس یک قرارگاه بزرگ عملیاتی در سیستان و بلوچستان گرفتیم( احتمالاً بهشون وحی شده بود) ، ودر ادامه افزودند که کار تاسیس این قرارگاه تا پایان اردیبهشت ماه به طور کامل به پایان رسید،وپس از آن تصمیم به اجرای یک رزمایش بزرگ برای سرکوب کردن اشرار مسلح در غرب زاهدان با فرماندهی قرارگاه عملیاتی رسول اکرم در پایان خرداد ماه گرفتند، که تاریخ این رزمایش چند روز پس از فاجعه دارزین انجام گرفت، وما توانستیم عاملین این فاجعه دستگیر و اعدام کنیم.
نکته جالب اینجاست چیزی که ایشان آن را فاجعه می نامند، یعنی همان دارزین در جاده بم -کرمان که در آن 12نفر به شهادت رسیدند، واشرار مسلح در این حادثه فقط سه سواری حامل سرنشین مرد ویک وانت را متوقف کرده وبه آتش کشیدند، که در این حادثه هیچ اتومبیل خانوادگی توسط اشرار متوقف نشد وهیچ گونه گروگان گیری در این حادثه اتفاق نیفتاد.
اما در موردی که جناب سردار نامی از آن نبرده بود یعنی همان فاجعه تاسوکی، در آن حدود 30 نفر به رگبار بسته شدند، که از این میان 23 نفر به شهادت رسیدند و 7 نفر زخمی شدند و7 نفر دیگر از مسافران جاده زابل - زاهدان توسط اشرار مسلح به گروگان گرفته شدند. واغلب قربانیان این حادثه مسافران نوروزی بودند که همراه خانواده به جاده زابل زاهدان آمده بودند و در جلوی چشم همسر وفرزندانشان به شهادت رسیدند واین یعنی فاجعه.
حالا من در عجبم که چرا در تمامی برنامه های شبکه های سراسری تاسوکی محکوم به سکوت است؟ واقعاً به هر استان کشور که سفر کنیم به ندرت کسی را پیدا می کنیم که از اتفاقات و حوادث چند ماه گذشته در سیستان و بلوچستان با خبر باشد، من خودم در تابستان به یکی از استان های اطراف تهران سفر کردم، و برای من جالب بود که هیچ یک از اهالی آنجا از کشته شدن 22 نفر در اواخر سال 84 خبر نداشتند، ولی وقتی این سئوال رو از اونا بپرسی که شما می دونید یه کره ای 48 ساعت پشته یک کامپیوتر نشته بوده و بعد مرد؟ میگن اشتباست 49 ساعت بوده!!
وقتی که یک اخبار سیاسی مانند 20:30 ما داریم که بجای پی گیری فاجعه ای به این مهمی دنبال اینکه که تو کدوم مدر سه ی تهران دعوای برره ای شده، چند نفر اخراج شدند، و چند نفر عینکشون شکسته، باید هم ملت بی خبر بمونند.
جالب اینکه وقتی بر حسب اتفاق با یه آقایی آشنا شدم و بعد در مورد این موضوع باهاش صحبت کردم، دیدم اظهار بی اطلاعی نمی کنه، و به خاطر همین هم مفصل با هم صحبت کردیم، وقتی خیلی وارد جزئیات این قضیه شدم، دیدم از من پرسید: مگه این حادثه مال کی بوده؟ گفتم: 25 اسفند پارسال، گفت: مال 25 اسفند پارسال بوده؟ گفتم: آره، چطوره مگه؟ گفت: آخه من آخرای اردیبهشت شنیدم که یه گروه اومدن و لبه جاده آدم کشتن، بعد هم تو سیستان،بلوچستان درگیری شده و این حرفا...
واقعاً تاسف داره، مگه نه؟ بگذارید که یه گفتو گوی دیگه رو براتون بنویسم تا کل قضیه دستتون بیاد،
یکی از روزهایی که من در اون شهر بودم، همرا پسر عمویم برای پرسیدن برنامه کلاسهای طرح تابستانی به کانونی که اودر آن ثبت نام کرده بود رفتیم، اونجا که رسیدیم من تا زمانی که پسر عموم داشت اطلاعات کسب میکرد رفتم تو سالن و نشستم کنار یک آقایی که روی نیمکت نشته بود، گفتم: سلام، اون هم جواب سلامم رو داد، گفتم: شما اینجا کار می کنید، گفت بله، گفتم: چیکار، گفت: یه کارایی، گفتم: آها، گفت: کاری داری، گفتم: نه، گفت: خونتون این طرف هاست؟ گفتم: نه من از زاهدان اومدم، (البته اون موقع چون این قضیه برام جالب بود، باهر کسی سرصحبت رو باز میکردم و در این مورد باهاش حرف میزدم ) و بعد در مورد تاسوکی باهاش صحبت کردم، البته این دفعه با تمام جزئیات از قبیل تاریخ و غیره در بین صحبتها پسر عمویم آمد و گفت برویم، من بهش گفتم: تو برو من خودم بعد میام، و ادامه دادم وقتی حرفام تموم شد گفت: آقا چرا دروغ میگی! این حرفها چی میزنی! فقط یک بار یک گروه تونستند جاده ای رو ببندند و آدم بکشند، اون هم اردیبهشت ماه و جاده بم_ کرمان بوده!! نه نزدیکای عید و جاده زابل- زاهدان، تازه اون موقع دولت سریعاً تمام عوامل این حادثه رو دستگیر کرد و کشت، حالا شما میگی یه حادثه ای از این بدتر قبلاً رخ داده و دولت هیچ کاری نکرده و هنوز گروگانهاش آزاد نشدن، چرا دروغ میگی، اصلاً این جوری که تو برام تعریف کردی باید این خبر چند هفته تیتر اول خبرهای صدا و سیما می شد، ما چند تا برنامه پی گیری این جور قضیه ها داریم، مثل آنسوی خبرها و اخبار 20:30 من خودم هر شب اینها رو نگاه میکنم، اونوقت شما میگید، ما چند ماه است که گروگان داریم ولی یکی از این برنامه ها پی گیر نشده، ما در جمهوری اسلامی زندگی میکنیم، نه در حکومت های مثل آمریکا که مردمشون حتی از اتفاقات داخل کشور خودشون هم بی خبرند، من نمی دونم شما ضد انقلابیها!!! چه دشمنی با آقای احمدی نژاد دارید؟! چرا بیخود و بی جهت میخواهید دولت ایشون رو ناکار آمد جلوه بدید؟ گغتم: آقا باور کنید من راست میگم، گفت: شما سیستان، بلوچستانیا همتون قاچاقاچقی و ضد انقلاب هستید!! دولت راه قاچاق رو براتون بسته شما هم رفتید راه مردم بیگناه رو تو جاده بم، کرمان بستید!! حالا داری این دروغها رو سر هم میکنید، گفتم: من برای این حرفهام مدرک دارم، گفت:چه مدرکی گفتم: روزنامه کیهان روز 16 فروردین که توش با تیتر درشت نوشته عبدالمالک ریگی کشته شد!! البته این خبرش بعد تکذیب شد ولی اگه همچین حادثه ای وجود نداشت، چرا این روزنامه اینا رونوشت؟ گفت: روزنامه ها همشون حرف راست نمی نویسند، گفتم: شما همین جا وایستید من میرم یه کتاب میارم شما اون رو مطالعه کنید بعد بگید حرفهای من دروغه، گفت: باشه، من هم بلافاصله رفتم خونه عموم و کتاب غربت خونبار رو برداشتم و به طرف همون کانون رفتم، اونجا که رفتم اون آقا رو پیدا کردم، و اون کتاب رو بهش دادم، فرداش که رفتم کتاب رو ازش بگیرم دیدم با یه حالت خیلی آشفته اومد پیشم و کلی معذرت خواهی کرد و گفت: باور کن من تا این لحظه از این حادثه خبر نداشتم، دیشب تا صبح نتونستم بخوابم، گفتم: منم بهت حق میدم تقصیر تو نیست، گفت: شاید باورت نشه من الان در وضیعتی هستم که اگه بهم بگی یکی از شهرهای کشور در چند ماه قبل شاهد یک کشتار بزرگ در حد چند صد نفر هم بوده باور میکنم، گفتم: نه بابا از این خبرها هم نیست، گفت: از کجا بدونم؟
وقتی این جمله روشنیدم واقعاً موندم چی بگم، از کجا بدانیم؟
ضمناً دوستانی که می خواهند به اخبار سایت انتخاب دسترسی پیدا کنند، اینجا کلیک کنند


